محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5990

تاريخ الطبرى ( فارسي )

وقتى كه ياران عقب نشسته بغا سوى وى بازگشتند و كسانى كه از وى پراكنده بودند به دورش فراهم آمدند و به بنى نمير تاختند كه آنها را هزيمت كرد و از زوال خورشيد تا به وقت پسينگاه نزديك هزار و پانصد كس از آنها را بكشت آنگاه بغا در محل نبرد كه بر سراب معروف به بطن السر بود بماند تا سرهاى كشته شدگان بنى نمير به نزد وى فراهم آمد و وى يارانش سه روز بياسودند . احمد بن محمد به من گفت : « كسانى از سواران بنى نمير كه از آن نبرد گريخته بودند ، كس بنزد بغا فرستادند و امان خواستند . بغا امانشان داد كه پيش وى شدند و آنها را به بند كرد و همراه خويش ببرد . اما غير او گويد : بغا از محل نبرد به طلب كسانى از آنها كه از دست وى رفته بودند روان شد اما جز به مردم كم توان كه كارى از آنها ساخته نبود و بعضى چهارپايان و گوسفندان دست نيافت و سوى قلعهء باهله بازگشت . گويد : كسانى از بنى نمير كه با بغا نبرد كردند بنى عبد الله بودند و بنى بسره و بلحجاج و بنى قطن و بنى سلاه و بنى شريح و بعضى تيره هاى خوالف از بنى عبد الله ابن نمير . از بنى عامر بن نمير كسى در نبرد نبود مگر اندكى . بنى عامر بن نمير اهل نخل و گوسفندند و صاحبان اسب نيند . طايفهء عبد الله بن نمير بود كه با عربان نبرد ميكرد . ( 149 عمارة بن عقيل خطاب به بغا شعرى گفت به اين مضمون : « اعقفان و درهء قو را رها كردى « و زندانها را از خرده چيزها پر كردى . » احمد بن محمد به من گفت : « كسانى از بنى نمير كه با امان به نزد بغا شدند وقتى بندشان نهاد و بداشت و همراه خويشتنشان برد در راه آشوب كردند و خواستند بندهاى خويش را بشكنند و بگريزند . بغا بگفت تا آنها را يكى از پى ديگرى بيارند و چون يكى حضور مىيافت از چهار صد تا پانصد تازيانه و كمتر به او مىزد . »